Make your own free website on Tripod.com

سير تاريخي قرائت و موسيقي قرآن كريم

شايد بر بسياري از اذهان چنين خطور كند كه اين نغمات و الحاني كه سبكهاي تلاوت قرآن را در بر مي گيرد ، از كجا نشأت گرفته و چگونه است ؟ شايد بتوان پاسخ اين سؤال را چنين مطرح كرد كه اين فن تا حدود زيادي مرهون طريقه صوفيه است ؛ چرا كه يكي از طرق وصول به خداوند در نزد صوفيه فن غنا بوده است كه تأثيري شگرف بر قلوب و نفوس داشته است . آري ، اينكه حيات صوفيه با غنا و موسيقي آميخته بوده ، قابل انكار نيست . آنان در مواليد و اعياد مذهبي به سرودن اشعار و اجراي آنها با الحان و مقامات مي پرداختند و از آنجا كه در ميان مردم جايگاه عظيمي داشتند ، مي توانستند در اين الحان دخل و تصرف كنند .

زماني كه تاريخ زندگي موسيقيدانان بزرگ عرب را ورق مي زنيم ، مي بينيم همگي زندگي خويش را در حلقه هاي ذكر صوفيه گذرانده اند ؛ امثال «شيخ علي محمود» كه سبكي جديد در علم قرائت پديد آورد و يا شيخ «زكريا احمد» ، «شيخ سيد درويش» ، «شيخ يوسف المنيلاوي» و يا «محمد عثمان» كه اينان در حلقه هاي ذكر ، تواشيح و مدايح نبوي و ديني همراه با نغمات و الحان موسيقي در موقعيتهاي مختلف مي خوانده اند .از اين رو حتي زماني كه به خواندن الحاني غير از قرآن مي پرداختند ، تأثيرپذيري شان از طريق صوفيه بسيار مشهود است . آنچه كه در پيشرفت و درخشش غنا در ميان صوفيه تأثيري بسزا داشته ، برپايي مواليد و ابتهالات و تواشيح براي اهل البيت حضرت رسول(ص) بوده است .چرا كه فاطميون مصر كه خود را منتسب به حضرت فاطمه(س) دخت مكرم رسول اكرم مي دانستند . در برپايي جشنهاي شش گانه : مولد حضرت رسول ، مولد امام علي(ع) ، مولد حضرت فاطمه(س) ، مولد امام حسن(ع) ، و مولد امام حسين(ع) و مواليد جانشينان آنان اهتمام تمام مي ورزيده اند تا بدانجا كه در برپايي جشنها و سرودن و تلحين اشعار و قصايد بر يكديگر سبقت مي گرفتند ؛ حتي پس از زوال عهد فاطميون در مصر اين امر همچنان گسترش يافت وشامل ديگر ائمه نيز شد . در حقيقت اين مواليد باعث شد كه صوفيه به خلق الحان و نغمات جديدتري بپردازند . سرانجام گسترش اين الحان نويسندگاني را به گردآوري آنها واداشت . در اين ميان مي توان به كتاب «شيخ محمد بن اسماعيل» اشاره كرد كه تمامي اين تواشيح و ابتهالات را با الحان ونغماتشان در كتابي به نام «سفينه الملك» جمع آوري كرده است .

 

شيخ سيد درويش

 

بعدها اين نغمات از محدوده مصر به كشورهاي مجاور نيز نفوذ پيدا كرد و بدين سان با نغمات و مقاماتي از نواحي فارس ،تركيه و هند در هم آميخت . از اين رو امروزه در ميان عرب به نغمات والحاني برمي خوريم كه نظير آن در ايران نيز به چشم مي خورد و اهل فن در موسيقي خود به اين نكته واقفند .

سرانجام گذشت ليالي و ايام ، نغمات را به دامنه قرآن نيز مي كشاند و بخصوص در زمينه قرائت ، آنرا به اوج خود مي رساند . در اينجاست كه بسياري از موسيقي دانان اين نغمات را در قرائت بكار برده و روشي نوين را ابداع مي كنند كه به معرفي برخي از اين بزرگان خواهيم پرداخت.

بهترين گواه بر اين مطلب اين است كه اهتمام حضرت رسول به صوت و آهنگ خوش داشتن از همان صدر اسلام بر همگان مشهود بوده است . آنجا كه خود فرمود : «به بلال بگوئيد اذان دهد ، چه او را صوتي خوش و نيكوست» و نيز آنجا كه فرمايد : «لكل شيء حليه و حليه القرآن الصوت الحسن» . بر هيچ اهل فني پوشيده نيست كه كه از همان ايام نزول قرآن و حتي پيش از آن چنين امري در ميان اعراب مطرح بوده است و حتي در اين رابطه با يكديگر بهرقابت پرداخته اند .

استاد عبدالباسط نيز در اين زمينه مي گويد : «صوت خوش ، في نفسه خودش موسيقي است» . اگر در جستجوي ابتدايي ترين مراحل و اولين طليعه موسيقي باشيم ، بايد به ميان اعراب صحرا رفته و به عصر جاهليت باز گرديم . آن زمان كه اعراب براي به حركت درآوردن شترها از آواز «حُدِيْ» استفاده مي كردند و آنگاه كه ساربانها اين آهنگها را سرمي دادند تا اشتران در حركت خويش بشتابند . بعدها اعراب جاهلي در بازارهايي جمع مي آمدند و اشعار خود را به لحن مي خواندند . بدين سان اين روند همچنان ادامه داشت . اينك آنچه كه مورد بحث است ، ظهور نغمات و موسيقي به شكل كنوني است .

   
 

استاد عبدالباسط

 

 ايجاد مدارس جهت آموزش موسيقي و نغمات  - در بحث و بررسي روند كنوني ظهور و پيدايش نغمات موسيقي قرآن كريم لازم است اشاره اي به مدارس آموزش اين فنون داشته باشيم . اين مدارس تمامي سعي خويش مبذول داشت تا آنكه تمامي اصوات را در مقامات ونغمات مستعد سازد . در اين مدارس تعدادي از بزرگترين و مشهورترين علماء ، فن نغمات و الحان را فرا گرفته و از اين مدارس فارغ التحصيل شدند و توانستند با تأثيرپذيري از نغمات بيگانه به آن رشد و نموي بهتر بخشند . در اين راستا برخي را عقيده بر آن است كه حضور اساتيدي چون «شيخ علي محمود» و «شيخ رفعت» سنگ بناي اين مدارس و اين روند است . اما حقيقت آن است كه در اين ميان اسامي گمنامي نيز وجود دارد كه اولين گامها توسط آنها در اين طريق برداشته شده است . بزرگاني چون «شيخ احمد ندا» ، «شيخ السعودي» ، «شيخ شفيق ابوشهبه» ، «شيخ عبده الحامولي» و ديگر بزرگاني كه به جهت نبودن روزنامه و راديو شايد هيچ نامي از آنان در ميان نباشد . در واقع نهضت برپايي روزنامه ها از حدود 50 سال پيش به شيوه كنوني در مصر پا گرفت و از 150 سال قبل نه روزنامه اي در مصر وجود داشت و نه راديو و تلويزيوني ، كه توسط آن به معرفي چنين اشخاصي پرداخته شود ؛ اگر هم به روزنامه هايي برمي خوريم ، همه مطبوعات غيرجهاني بوده است كه توسط برخي از كشورها در مصر ايجاد شده و از اهميت چنداني برخوردار نبوده است از اين رو گزافه نيست اگر بگوييم در رابطه با اين بزرگان اطلاعاتي در ميان نيست .

   
  شيخ عبده الحامولي  

در اين ميان «شيخ عبده الحامولي» از مؤسسين نغمات و الحان عربي ، كار كار خويش را در حلقه هاي ذكر آغاز كرد و به ادامه آن در انشاد تواشيح و ابتهالات و قصايد در مواليد و اعياد مذهبي پرداخت . كسي كه آواي زيبا و حلاوت غير قابل وصف لحن دلنشين چنان بر اذهان مي نشست كه آنان را مدهوش و مسحور مي ساخت . در واقع او اولين مؤسس اين فن به سبك و شيوه امروزي است . مردي كه بارها برضد اشغال انگليس قصايد و قطعاتي سرود و آنچنان دلنشين زمزمه مي كرد كه همگان را متأثر مي ساخت . از ديگر اين علما «استاد يوسف المنيلاوي» از شاگردان «شيخ الحامولي» بود كه در شهرت و تبحر بر وي سبقت جست . همينطور «شيخ سلامه حجازي» كه به لحني بسيار زيبا و صوتي دل انگيز قرآن را تلاوت مي كرد . وي به عنوان يكي از اساتيد بي نظير موسيقي و الحان در مصر مطرح بوده است .

پس از اين دسته بايد به «شيخ علي محمود» اشاره كرد كه بحق از بزرگترين علماي اين فن است ؛ چنانكه «محمد عبدالوهاب» بزرگترين آهنگساز و موسيقي دان عرب ، آهنگهاي خويش را با اقتباس از الحان اين استاد بزرگ تهيه كرده است . همچنين «شيخ سيد درويش» و «شيخ زكريا احمد» كه از معاصران وي و از بزرگان اين علم بودند . به حقيقت اينان همه در ايجاد مدارس آموزش اين فن تأثيري عظيم داشته اند . به هر حال اگر بخواهيم اولين طليعه هاي اين نهضت را بررسي كنيم ، بايد به مدارس قديمي مصر اشاره داشته باشيم ؛ كه داراي مدارس قديمي در امر آموزش و تعليم قرائت و حفظ قرآن كريم مي باشد . دقيقاً پس از فتوحات اسلامي كه مصر نيز به جرگه كشورهاي اسلامي پيوست ، اين مدارس و مكتبخانه ها در مصر تأسيس شدند و اهتمام اوليه در امور قرآني توسط اين مكتبخانه ها انجام گرفته است . تعداد اين مكتبخانه ها بسيار است ، في المثل «شيخ رفعت» صاحب مدرسه بزرگي بود كه پس از او نيز مدارس ديگري تأسيس شدند ؛ چون مدارس «شيخ شعيشع» ، «شيخ مصطفي اسماعيل» ، «شيخ خليل الحصري» ، «شيخ محمد صديق المنشاوي» و «شيخ محمد سلامه» كه از بنيانگذاران فنون تلاوت قرآن كريم در مصر بوده اند .

   
  شيخ رفعت شيخ شعيشع شيخ مصطفي اسماعيل شيخ خليل الحصري شيخ محمد صديق المنشاوي  

رفته رفته با پيشرفت حكومتهاي عربي در بغداد و پس از آن در قاهره تلاوت قرآن نيز رونق گرفت ؛ با شروع قرن بيستم روح دوباره اي به آن دميده شد . نخستين گام را در اين طريق نوجواني گندمگون ، با جثه اي نحيف و چهره اي زيبا  طي كرد . كسي كه قرآن را با صوتي بسيار دلنشين و به شيوه اي نوين تلاوت مي كرد . چنان شيوه اي كه شنوندگان را ساعتها در جايگاهشان متوقف ساخته و آنان با تمامي وجود به استماع ترتيل زيباي او مشغول مي شدند . بدينسان اين شيوه تلاوت او نهضتي نو به پا كرد ؛ تا آنجا كه در ميان عامه مردم اين سؤال مطرح مي شد كه آيا اين طريقه نوين حرام است يا حلال ؟ و اين جوان ، «شيخ احمد ندا» ، آنان را بدون آنكه پاسخي گويد به حال خويش رها مي ساخت .

سرانجام اين شيوه نوين پيروان بسيار يافت و پيشرفت چشمگيرش بر همگان آشكار گرديد . شايد گزاف نباشد اگر بگوئيم پيش از «استاد احمد ندا» صوت قرآني بدين سان مسموع نبوده است . در آن ايام اشخاصي بودند به نام «اولاد الليل» كه اينان تواشيح و ابتهال مي خواندند . در ميان آنان طلاب الازهر نيز به چشم مي‌خوردند كه به سرودن برخي قصايد قديمي كه بسيار محدود هم بود مي پرداختند . از مشهورترين اين قصايد ، قصيده «اذا جاء يوم العرض والعرش واللقاء» بود . برخي معتقدند كه اينان اصواتي بسيار خشك و سخت داشتند ، اصواتي كه هيچ انعطافي نداشت وهيچ اجر و مزدي جز اندك چيزي ، به آنها تعلق نمي گرفت . اما نابغه زمان ، «شيخ احمد ندا» چنان موازين را درهم شكست كه بزرگان علما شبها را بيدار مانده و به سوي محل تلاوت او مي شتافتند . اينان همان كساني بودند كه از روش قرائت وي به شگفت آمده و با شنيدن صوت او به شادي و وجد مي آمدند . گويي او بود كه زمينه رشد و ظهور را براي نوايغ اين فن عظيم پديد آورد .

در اينجا بد نيست اشاره اي نيز به اماكن مؤثر در گسترش قرائت قرآن داشته باشيم . از اماكني كه در زمينه قرائت و علوم قرآني خدمات بسيار به ثمر رسانده است ، «الازهر شريف» مي باشد . «جامع الازهر» در در سال 359 هه. ق . به توسط يكي از سرداران فاطمي به نام «جوهر صقلي» كه خليفه عباسي سپاهيان مهاجم خود را تحت فرماندهي او قرار داد ، بنا گرديد . اين سردار فاطمي پس از تصرف شهر اسكندريه ، مركز نظامي جديدي به نام «مدينه القاهره المعزيه» بنا كرد كه بعدها به اختصار «قاهره» خوانده شد . در اطراف اين مركز جديد ، خندقي حفر كردند و بر گرداگرد آن باروي آجري دفاعي برپا ساختند . يك خيابان مركزي ، اين محوطه را به دو بخش تقسيم مي كرد كه در سمت شرقي آن قصر ، برج و بارويي براي خليفه بنا شده بود . براي هر يك از قبايل بربر محلي براي خيمه زدن تعيين شد و «جوهر» محلي را در جنوب قصر براي اداي نماز جماعت انتخاب كرد كه بعدها به «الازهر» معروف شد . در واقع نام «الازهر» اشاره به «زهرا» لقب حضرت فاطمه (س) دخت مكرم حضرت رسول مي باشد .اين وجه تسميه به جهت علاقه و اهتمام فراوان فاطميون به اهل بيت رسول اكرم بوده است ، چه آنان پيرو مذهب شيعي (اسماعيليه) بوده اند ، از اين رو اولين درسي كه در «جامع الازهر» تدريس شد ، پيرامون فقه شيعي به نام «الاقتصار» تأليف «ابو حنيفه النعمان» بود .

جامع الازهر

دانشگاه الازهر علاوه بر چندين دانشكده ، داراي مؤسسات و مدارس فراواني مي باشد . از جمله اين مؤسسات مؤسسه قرائت (مهد القرائه) است كه شامل دوره چهار ساله اي براي آموختن قرائت و تلحين قرآن به پيران جوان است . كلاسهاي آنان نيز در بناي قديمي «مسجد الازهر» داير مي شود . اين معهد شامل يكدوره سه ساله و يك دوره چهار ساله قرائت مي باشد . در هر دو دوره ، حدود 15 يا 18 ساعت در هفته به قرائت اختصاص دارد . ضمناً دروس صرف و نحو ، تفسير و حديث نيز تدريس مي شود . در دوره سه ساله اصول فقه و توحيد نيز تا حدودي آموخته مي شود . در حاليكه در دوره چهار ساله ، اين دروس حذف شده و علوم بلاغت به جاي آن تدريس مي شود . دوره يكساله تجويد قرآن هم در پايان اين دوره ها وجود دارد . در اين دوره ، چهار ساعت در هفته به تعليم نظري و 15 ساعت به تمرين عملي تجويد قرآن اختصاص دارد و چند ساعت در هفته نيز به آموزش دروس ديني و زبان عربي پرداخته مي شود .

در مصر مكتب خانه هاي متعددي وجود داشت كه قبل از انسجام و تشكيلات امروزي الازهر پسران به طور گسترده در آنجا به تعليم علوم قرآني مي پرداختند ، سپس وارد جامع الازهر مي شدند . در اين مكتب خانه ها علاوه بر قرآن ، علوم مربوط به آن نيز نظير تجويد اختلاف قرائات و... تدريس مي شد . در عصر حاضر مكتب خانه ها جاي خود را به مدارس آموزش قرآن و دانشكده هاي مربوطه و معهد القرائات بخشيده است و آنان كه تمايل ، دارند مي‌توانند براي تكميل دوره هاي آموزشي خويش تا دوره هاي عالي ادامه تحصيل دهند و پس از آن نيز به دريافت نشان استادي نايل آيند .

گرچه امروزه در مصر مدرسه قرائات تاسيس شده است و در اين مدرسه به كساني كه حافظ قرآن هستند قرائت هاي هفتگانه ، چهارده گانه و قواعد قرآن و زبان عرب و به طور كلي علوم قرآني و ديگر علوم وابسته به آن تدريس مي شود ، اما با اين وجود دوباره سازي مكتب خانه ها باز تشويق مي شود . از جمله مؤسسات و سازمان هاي بسيار مهمي كه در جهت تعليم مسايل قرآني به وجود آمده اند « نقابه القراء » يا سنديكاي قاريان و حافظان قرآن كريم است كه در سال 1983 در مصر تاسيس شده و دبير كل اين سنديكا استاد احمد الرزيقي مي باشد . مهمترين اهداف سنديكا آن است كه تمامي حاملان قرآن در جهان را به عضويت اين مجمع در آورده ؛ آنان را با هم پيوند دهد . هدف دوم نيز اهتمام ورزيدن به حفظ قرآن است . اين سنديكا ( نقابه القراء ) هر ساله مسابقه اي در ميان علماي بزرگ فن تلاوت قرآن برگزار مي كند و نيز در ليالي متبركه قدر براي حافظاني كه موفق به حفظ صحيح آيات قرآن شده اند مراسم جشني برگزار مي كند كه در اين جشن به آن ها از سوي مقامات كشور جوايز و هدايايي تقديم مي شود .

علاوه بر اين در مصر منصبي نيز تحت عنوان شيخ القرايي وجود دارد كه استاد راغب مصطفي غلوش در اين باره مي گويد : « در مصر هيئت و مجموعه اي براي قاريان قرآن وجود دارد كه آنان را گزينش كرده و جهت ورود به صدا و سيما انتخاب مي كنند و رياست آن را به نام شيخ القراء مي شناسند كه قبلاً اين مقام را شيخ « محمود علي البناء » برعهده داشت و پس از فوت ايشان شيخ عبدالباسط عهده دار اين مقام گرديد » .

   
  استاد راغب مصطفي غلوش شيخ « محمود علي البناء »  شيخ عبدالباسط    

از جمله مساجد و اماكن متبركه اي كه قاريان در اين كشور بارها و بارها در آن اماكن به تلاوت قرآن پرداخته اند : مسجد راس الحسين (ع) مي باشد كه وجه تسميه ي مسجد به اين نام بدان خاطر است كه مدتي سر مبارك حضرت حسين بن علي (ع) در اين مكان بوده كه بعد ها به جهت تبرّك مبدل به مسجد عظيمي شده است و قاريان مشهور در مراسم و اعياد مذهبي در آن به تلاوت قرآن پرداخته اند . چه در مصر ، در جشن ها و اعياد مذهبي قاريان قرآن به اجراي برنامه ي تلاوت مي پردازند و مورد استقبال شديد مردم قرار مي گيرند . آقاي محمد مهتدي كه مدتي را در مصر اقامت داشته اند در جريان خاطرات خويش مي گويند : « در مصر قاري قرآن مقام والايي دارد ، گويا كه جامعه و زمين مصر قاري پرور است و شايد فضاي عرفاني خاصي كه در آنجا حاكم است باعث چنين امري باشد ... در آنجا يك قاري ، يك مقام اجتماعي دارد ، مقامي كه مثلاً در مجامع رسمي كاملاً مشاهده مي شود در آنجا در سطح مقامات بالاي مملكتي از يك قاري تجليل مي شود و مورد احترام قرار مي گيرد . مردم علاقه ي شديدي در آنجا به تلاوت قرآن دارند تا بدان حدّ كه هر فردي حتي اگر از لحاظ تعبدي متعهد و ملتزم هم نباشد ، باز هم در روز يك بخشي از وقت خود را صرف استماع تلاوت هاي اساتيد مي كند ».

مسجد راس الحسين (ع)

    همچنين در اين كشور قوانيني در رابطه با سربازي وجود دارد كه حافظان قرآن مانند كساني كه داراي دانشنامه يا مدارك بالا هستند تنها يك سال به خدمت نظام وظيفه اعزام مي شوند و اين مشوقي بر حفظ قرآن كريم مي باشد . از اين رو بعيد به نظر نمي رسد كه قرائت قرآن جنبه هنري پيدا كرده و مبدل به هنري ارزنده گردد ، و آنگاه كه در پاريس فستيوالي به عنوان فستيوال هنرهاي مردمي دنياي عرب و يا هنرهاي فولكلوريك برگزار گرديد، بسياري از اساتيد در اين مراسم شركت كردند ، و فضاي عرفاني كه در اثر استماع تلاوت دل انگيز آنان حاكم گرديد ديدگان غير مسلمين را نيز متعجب و مبهوت ساخت كه اين چگونه هنري است كه اين گونه مسحور كننده   عقل ها و ديده هاست .

 

شمامي توانيد نظرات ، پيشنهادات و سؤالات قرآني خود را براي ما ارسال كنيد

سير تاريخي قرائت و موسيقي قرآن كريم     شيخ علي محمود      استاد احمد نداء     گذري اجمالي بر عصر « احمد نداء » تا زمان «شيخ محمد رفعت»     شيخ محمد رفعت     استاد مصطفي اسماعيل     استاد محمد صديق منشاوي      استاد محمود خليل الحصري      استاد محمود على البناء      ‌استاد ابوالعينين‌شعيشع‌       استاد عبد الباسط محمد عبد الصمد      استاد راغب مصطفى غلوش     استاد شحات محمد اَنور     استاد محمد محمود طبلاوى     استاد دكتر احمد نعينع     استاد محمد عبدالوهاب طنطاوي     استاد احمد الرزيقي      استاد سيد متولي عبدالعال       محمود صديق منشاوي     استاد احمد محمد بسيوني   عبدة الحامولى     الشيخ محمود عبد الحكم     الأستاذ محمد علي عامر     محمد عطية حسب     الشيخ محمد بدر حسين     الشيخ كامل يوسف البهتيمي     الشيخ عبدالرحمن الدروي     الشيخ إبراهيم عبدالفتاح الشعشاعي    الشيخ عبدالفتاح الشعشاعي     الشيخ حمدي الزامل     الشيخ محمد حمّاد      الشيخ محمد عبدالعزيز حصان     المبتهل الشيخ محمد الهلباوى     علي عبدالرحمن الحذيفي       الشيخ محمد جبريل      الشيخ عبدالله خياط      فضيلة الشيخ محمد صلاح الدين كبارة     محمد عبد الوهاب     الشيخ سيد النقشبندي     شيخ المقارئ المصريةرزق خليل حبّة     الشيخ محمد السيد ضيف     سيد درويش     الشيخ شعبان عبدالعزيز الصياد     الشيخ محمد أحمد شبيب     الشيخ محمود إسماعيل الشريف      عبدالرحمن السديس     الشيخ عبدالفتاح الطاروطى